عطا ملك جوينى
799
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
و جنگهاى جزيره و شام همه جا صاحب ترجمه در ركاب پادشاه مزبور حاضر بوده است . و در سلطنت پسر هولاكو اباقا خان ( 663 - 680 ) منصب نيابت و حكومت ممالك به تخصيص مهمّات فارس و بغداد به عهدهء وى محوّل گشت « 1 » و مصنّف اين كتاب علاء الدّين جوينى به نيابت از جانب او به حكومت بغداد و عراق عرب منصوب بود . و در سلطنت برادر اباقا احمد تكودار ( 681 - 683 ) مجدّدا منصب نيابت ممالك به سونجاق نوين مفوّض گرديد . و پس از جلوس ارغون بن اباقا ( 683 - 690 ) ديگر اسمى ازو در كتب تواريخ آن عهد از قبيل جامع التّواريخ و وصّاف و غيرهما ظاهرا برده نمىشود و گويا در همان اوايل سلطنت ارغون در گذشته است « 2 » . ( 16 - ) - ص 712 س 14 : صلال به كسر صاد در جمع صلّ به معنى مار در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ( رجوع به حاشيهء ذيل صفحات ) . ولى شكّى نيست كه استعمال اين جمع در اين معنى در كلام فصحاء بعد از اسلام شايع بوده است . ابو العلاء معرّى در قصيدهء معروف خود در مرثيهء شريف ابو احمد الحسين بن موسى الموسوى پدر سيّد بن رضىّ و مرتضى كه مطلع آن اينست : اودى فليت الحادثات كفاف * مال المسيف و عنبر المستاف گويد : و تعطّفت لعب الصّلال من الأسى * فالزّجّ عند اللّهذم الرّعّاف و شارح سقط الزّند ( 2 : 56 ) در شرح بيت مذكور گويد : « الصّلال جمع الصّلّ و هي الحيّة » و در مرثيهء مشهور سيّد رضىّ در حق ابو اسحاق صابى كه مطلع آن اينست « 3 » : اعلمت من حملوا على الأعواد * أ رأيت كيف خبا ضياء النّادى اين بيت آمده : و الدّهر تدخل نافذات سهامه * مأوى الصّلال و مربض الآساد
--> ( 1 ) - مقدّمهء جهانگشاى ج 1 ص 29 . ( 2 ) - رجوع شود به جهانگشاى 3 : 702 ، 785 ، 787 ، و به مقدّمهء آن كتاب ج 1 ص 29 و 36 و 47 و جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 264 - 266 ، 278 - 282 ، 302 ، 328 ، 334 ، 360 ، و طبع برزين ج 1 ص 225 - 231 ، و مختصر الدّول 472 - 474 ، و الحوادث الجامعة 320 ، و وصاف 31 ، 33 ، 55 ، 110 ، 135 ، و صفحات 204 - 207 بسيار مكرّر . ( 3 ) - تمام اين قصيده در يتيمة الدّهر 2 : 81 - 85 و در ديوان رضىّ 1 : 294 - 298 مسطور است .